ماه سرد
Cold Moon
سایمن و دیتی بهترین دوستان هستند: دو الکپر بیهدف که روزهایشان را به نوشیدن میگذرانند و هر وقت فرصت پیدا کنند به رابطهای جنسی دست مییابند. سایمن از کمکهزینهٔ بیکاری در یک کانکس زندگی میکند و دیتی در شیفت شب کارخانهٔ بستهبندی ماهی کار میکند. هیچکدام حساس نیستند، جوان نیستند یا زیبا نیستند؛ اما خونسردیِ آن دو در زندگیهای کثیفشان برایشان سودمند است و گاه با یک زن رابطهای میآزمایند یا در مقابل برادر زنِ او با یک فاحشه رابطه دارند. گذشتهٔ آنان در یک وضعیت ناآشنا منجر به تجربهٔ تنها حسِ حقیقی عشق برای سایمن شده است